كابوس هاي روسي
هوا ابري است ! چندين روز است تلاش ميكنم ، اسم درخت اكاليپتوس را حفظ كنم اما نميتوانم ! دو روز تمام است كه آن مگس هم گشنه و تشنه ، در اطاقم ، خود را به در و ديوار ميكوبد ! پنجره را باز كردم كه برود ، ساق پايم به لبه تخت خورد ! او را گم كردم ! تا چند دقيقه عشق و مگس را از ياد بردم و بعدها اسمش را گذاشتم ، تحليل عيني سكانسي از فيلم ايثار تاركوفسكي انتحاري و پيامبرانه ! آنجا هم قهرمان داستان ، ساق پايش به لبه ميز ميخورد ! هنوز صبحانه نخورده ام ، ولي تعداد سيگارهايي كه كشيدم تا الان چارتا شده است ! بي هيچ دليلي سرحالم و از تصوير خودم در آئينه ، راضي به نظر ميرسم ! چشم هاي قشنگي دارم موهايم هم بد نيست.... ميروم كه روي تختم آخرين فصل كتاب سيماي مرد هنر آفرين در جواني ، اثر جويس را تمام كنم.... به دليل ساق پايم منصفانه است كه اين نوشته را با ديالوگ آليوشا در فيلم آئينه ، اثر آندره تاركوفسكي تمام كنم كه گفت : مهم نيست ، مهم نيست..... همه چيز بالاخره درست خواهد شد ، روزي همه چيز مطابق ميل ما خواهد شد ! بعدها مطمئنا يك ساعت در سكوت خواهم ماند و اين شعركه نميدانم از كيست را ، در ذهنم مرور ميكنم كه : حلزون از صدف خود بيرون مي آيد ، تا بميرد. باد سرد در صدفش جاي ميگيرد.... حسين پناهي - كابوسهاي روسي
هوا ابري است ! چندين روز است تلاش ميكنم ،
اسم درخت اكاليپتوس را حفظ كنم
اما نميتوانم ! دو روز تمام است كه آن مگس هم گشنه و تشنه ،
در اطاقم ،
خود را به در و ديوار ميكوبد !
پنجره را باز كردم كه برود ،
ساق پايم به لبه تخت خورد !
او را گم كردم !
تا چند دقيقه عشق و مگس را از ياد بردم
و بعدها اسمش را گذاشتم ،
تحليل عيني سكانسي از فيلم ايثار تاركوفسكي انتحاري و پيامبرانه ! آنجا هم قهرمان داستان ،
ساق پايش به لبه ميز ميخورد ! هنوز صبحانه نخورده ام ،
ولي تعداد سيگارهايي كه كشيدم تا الان چارتا شده است !
بي هيچ دليلي سرحالم
و از تصوير خودم در آئينه ،
راضي به نظر ميرسم ! چشم هاي قشنگي دارم
موهايم هم بد نيست....
ميروم كه روي تختم
آخرين فصل كتاب سيماي مرد هنر آفرين در جواني ،
اثر جويس را تمام كنم....
به دليل ساق پايم
منصفانه است كه اين نوشته را
با ديالوگ آليوشا در فيلم آئينه ،
اثر آندره تاركوفسكي تمام كنم
كه گفت :
مهم نيست ،
مهم نيست.....
همه چيز بالاخره درست خواهد شد ،
روزي همه چيز
مطابق ميل ما خواهد شد !
بعدها
مطمئنا يك ساعت در سكوت خواهم ماند
و اين شعركه نميدانم از كيست را ،
در ذهنم مرور ميكنم كه :
حلزون از صدف خود بيرون مي آيد ،
تا بميرد.
باد سرد
در صدفش جاي ميگيرد....
حسين پناهي - كابوسهاي روسي
+نوشته شده در 87/07/18ساعتتوسط میثم | |
منبهشکلغمانگیزیمیثمهستممتولدخردادماههزاروسیصدوشصتویکتهران
Home Email Night Skin
" محمد خاتمي " " صادق هدایت " " حسین پناهی " " یغما گلرویی " " احمد شاملو " " فروغ فرخزاد " * خبرگزاری ایرنا * خبرگزاری ایسنا * خبرگزاری فارس * جستجوگر فارسی * واحد مرکزي خبر + گروه ریدیو هد + افشین + سارا + لئونارد کوهن + علف هرز + سیگار روشن + نگین خانومه آقاباشی + پروانه در مشت + آوای کرک + صدای آشنا + دردانه + بی خیال + فکرش درد ميکنه + سياره اش : نپتون + هوس هاي اون + حميد قلي + خاطرات و خطرات + هفتان + بلاگ نيوز + پوتین + ماه بالای سر تنهاییشه + کتاب و مجلههای روز جهان + تينا جون + پوتين مينيمالهاي من خوابگرد Holy Killer Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump بازار ماموسيقي ماصفحه كتاب همشهري آنلاينجام جم آنلاينعباس معروفيكسوفناتورصفحه ویژه نویسندگان دنیادانلود کتاب ساراکتابخانه قفسهسکوتپروسه نوشتنهنر عکاسیویکیپدیا کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
بازار ماموسيقي ماصفحه كتاب همشهري آنلاينجام جم آنلاينعباس معروفيكسوفناتورصفحه ویژه نویسندگان دنیادانلود کتاب ساراکتابخانه قفسهسکوتپروسه نوشتنهنر عکاسیویکیپدیا